راههای حرفه ای شدن فیلمبرداران جوان – در گفت‌وگو با چهار فیلمبردار عضو انجمن فیلمبرداران آمریکا

راههای حرفه ای شدن فیلمبرداران جوان – در گفت‌وگو با چهار فیلمبردار عضو انجمن فیلمبرداران آمریکا

“راههای حرفهای شدن فیلمبرداران جوان” در گفت‌وگو با چهار فیلمبردار عضو انجمن فیلمبرداران آمریکا

انجمن فیلم‌برداران آمریکا هر سال، با همراهی اعضای ارشد خود، کارگاه‌های منظم و دوره‌ای برای علاقه‌مندان و دانشجویان برگزار می‌کند. استادان این کارگاه‌ها نه‌تنها از برجسته‌ترین فیلم‌برداران فعال در صنعت سینما هستند، بلکه از مربیان کارآزموده و باسابقه نیز به‌شمار می‌آیند. کلاس‌ها به‌صورت نظری و عملی برگزار شده و سپس برای بازبینی یا فروش در وب‌سایت انجمن در دسترس قرار می‌گیرد.

در کنار استادانی که مسئولیت آموزش را بر عهده دارند، بسیاری از فیلم‌برداران عضو انجمن نیز به‌صورت داوطلبانه در برگزاری این دوره‌ها همکاری می‌کنند. به این ترتیب، علاقه‌مندان و دانشجویان رشته‌ی فیلم‌برداری فرصت می‌یابند با تازه‌ترین مباحث این حوزه، از سطح مبتدی تا حرفه‌ای، زیر نظر بهترین متخصصان آشنا شوند.

متنی که در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگویی پرسش‌وپاسخ‌محور با چهار نفر از مربیا

ن و فیلم‌برداران برجسته، از جمله خانم آملیا وینسنت است؛ فیلم‌برداری که در سال ۲۰۱۹ موفق به دریافت عنوان «بهترین مربی سال» از سوی انجمن فیلم‌برداران آمریکا شد.

سؤال: رفتن به مدرسه‌ی سینمایی چقدر اهمیت دارد؟

آمیلیا وینسنت:
فیلم‌سازی یک فعالیت جمعی و مشارکتی است؛ بنابراین حضور در چنین فرایند خلاق و گروهی، خود آغاز بسیار خوبی به‌شمار می‌آید. من عاشق آدم‌های پرشور و پرانرژی هستم که با هر دوربینی که به دستشان برسد، شروع به کار می‌کنند. به‌گمانم تنها یک راه مشخص برای ورود به این حرفه وجود ندارد و رفتن به مدرسه‌ی سینمایی شرط قطعی نیست. امروز خلق تصویر و فیلم‌برداری بسیار در دسترس‌تر از گذشته شده است.

هِنِر هافمن:
به‌نظر من مدرسه‌ی سینما اهمیت زیادی دارد، زیرا دانش آکادمیک لازم را در اختیار شما می‌گذارد. مدرسه‌ی سینمایی یکی از مسیرهای ورود به دنیای فیلم‌سازی است. شما در آن‌جا دوستان و هم‌کلاسی‌هایی پیدا می‌کنید که بعدها ممکن است همراه آن‌ها پروژه‌ها و فیلم‌های بعدی‌تان را بسازید. بی‌تردید داشتن تجربه‌ی کار در سینما، توانایی ساخت فیلم و درک عمیق از ماهیت آن، از مهم‌ترین عوامل پیشرفت در این مسیر است.

چارلز مینسکی:
من اعتقاد ندارم که مدرسه‌ی فیلم پیش‌نیاز اصلی باشد. خود من تا پیش از مقطع کارشناسی سینما درس خواندم؛ اما هیچ مؤسسه‌ی آموزش فیلمی در آمریکا نمی‌دیدم که برنامه‌ی آموزشی سخت‌گیرانه و دقیقی مطابق آنچه می‌خواستم ارائه دهد. من در جست‌وجوی دوره‌ای بودم که خودم مشتاق شرکت در آن باشم و بسیاری از چیزهایی که نیاز داشتم بیاموزم، آن زمان به‌سختی کسی پیدا می‌شد که برایم توضیح دهد.

سؤال: نشانه‌های هشداردهنده کدام‌اند؛ چه چیزهایی می‌تواند به من بگوید که بهتر است کاری را نپذیرم؟

دیل:
پیش از هر چیز، نبودِ زمان کافی برای پیش‌تولید و آماده‌سازی است. باید ببینید نگاه و انتظاری که گروه تولید از شما و کاری که قرار است انجام دهید، چیست و آیا با واقعیت هماهنگ است یا نه.

وینسنت:
اگر فیلم‌نامه‌ای فوق‌العاده و کارگردانی خوش‌قریحه در اختیار دارید، اما بودجه‌ی پروژه چنان اندک است که امکانات لازم برای همراهی با کارگردان و تصویرسازی شایسته‌ی داستان او را در اختیار ندارید، در این صورت بهتر است کار را قبول نکنید.

هافمن:
وقتی فیلم‌نامه ضعیف و بی‌منطق باشد، هیچ دستاوردی برای شما نخواهد داشت. همواره کیفیت آخرین کار شماست که راه را برای پروژه‌ی بعدی می‌گشاید. هر پروژه، سکویی است برای جهش به سکوی بعدی؛ و اگر کاری بد از شما باقی بماند، ناچار خواهید بود تمام اعتبار حرفه‌ای خود را از نو بسازید. اگر فیلم‌نامه استوار و محکمی پیشِ رو ندارید، بهتر است سراغ متن دیگری بروید.

سؤال: چگونه باید با کارگردانی دارای قدرت بصری بالا ـ یا برعکس، کارگردانی که حساسیت بصری چندانی ندارد ـ همکاری کرد؟

هافمن:

کار با کارگردانی که حساسیت‌های بصری قوی دارد، به‌مراتب ساده‌تر است. اما در حالت دیگر، این شما هستید که باید نقش آموزش‌دهنده را بر عهده بگیرید. لازم است همراه خود کتاب‌ها، نمونه‌ها و مواد تصویری مختلف بیاورید و نظر کارگردان را درباره‌ی آن‌ها بپرسید؛ برای مثال: «نگاه شما نسبت به این پالت رنگی چیست؟» در هر فیلم لازم است یک مفهوم زیباشناختی مشخص شکل بگیرد.

مینسکی:
کارگردانی که تخیل تصویری برجسته‌ای دارد، می‌تواند دقیقاً نشان دهد که چه حس و جلوه‌ای را می‌خواهد بیافریند. از آن‌جا به بعد، وظیفه‌ی شماست که مسیر او را دنبال کنید و به دیدگاهش بها بدهید. هرچه توانایی کارگردان در بیان واضحِ خواسته‌هایش بیشتر باشد، کیفیت کار شما نیز بالاتر خواهد رفت.

دیل:
اغلب پیش می‌آید که کارگردان چیزی را می‌خواهد، اما واژگانش در توصیف آن چندان روشن نیست. نکته‌ی مهم این است که باید به چشم‌های یکدیگر نگاه کنید و مقصود او را از درون نگاه خودش دریابید؛ بی‌آنکه خود را در دنیای اصطلاحات پیچیده و تعاریف مرسوم غرق کنید.

سؤال: برخی از مهارت‌های بین‌فردی و رهبری مورد نیاز برای یک فیلم‌بردار کدام‌اند؟

مینسکی:
باید پذیرای مشکلات اعضای گروهتان باشید و به آن‌ها اطمینان دهید که همراهشان هستید. شرایط کار در سینما بسیار متغیر، احساسی و ناپایدار است. گفت‌وگوها و بحث‌های فراوانی به‌دلیل اختلاف‌نظر پیش می‌آید؛ در برخی از آن‌ها درگیر می‌شوید و در بسیاری دیگر نه. اما اگر این اختلاف‌ها مستقیماً به کار شما در صحنه مربوط باشد، لازم است بسیار شفاف و صریح باشید تا همه دقیقاً بدانند از نگاه شما چه چیز پذیرفتنی است و چه چیز نیست. مهم است که یاد بگیرید هرگز پل‌های پشت سر خود را خراب نکنید و بتوانید با کسی که حساسیت بصری‌اش مانند شما نیست کنار بیایید و در عین حال خود و روند تولید را پیش ببرید تا دیدگاه کارگردان به‌درستی اجرا شود.

هافمن:
شما رئیس گروه هستید و آن‌ها را هدایت می‌کنید. باید مؤدب، دقیق و قاطع باشید. زمانی که تصمیمی می‌گیرید، باید پیشاپیش از نتیجه‌اش مطمئن باشید؛ زیرا نمی‌توانید فردی را بفرستید تا با جرثقیل پنج ‌متر بالا برود و چراغی سنگین نصب کند، و بعد بگویید: «نه، نشد؛ باید جابه‌جایش کنیم.»

وینسنت:

از به اشتراک گذاشتن ایده‌های خود نترسید. شما باید بتوانید ایده‌های بصری‌تان را با راحتی و اطمینان در معرض دید و قضاوت دیگران قرار دهید.

دیل:
باارزش‌ترین چیز، صداقت است. بی‌تردید وقتی کسی می‌پرسد «می‌توانی این کار را انجام دهی؟» پاسخ معمول «بله» است و پس از آن تازه می‌اندیشید چگونه انجامش دهید. اما باید با خود صادق باشید؛ گاهی پاسخ را نمی‌دانید و باید آن را پیدا کنید.

سؤال: چگونه می‌توانم مهارت‌هایم را بهتر کنم؟

دیل:
سؤال‌های خوب بپرسید و خوب گوش کنید. به این فکر کنید که اگر شما مدیر هستید، دیگران نیز در کار خود متخصص‌اند. موفقیت یک پروژه نتیجه‌ی گفت‌وگو، همکاری و مشارکت جمعی است، نه صرفاً اجرای نظر یک نفر. همین تعامل است که کیفیت کار را بالا می‌برد.